آنچه خواهیم خواند
شاخص ها برای رسیدن به نتایج بهتر
مراکز تماس، محیطهای عملیاتی پیچیدهای هستند که از سیستمها و برنامههای کاربردی زیادی برای ارائه یک تجربه فوق العاده به مشتری استفاده میکنند. هدف اصلی یک مرکز تماس، ارائه خدمات معنادار به افرادی است که مستقل از کانالی که انتخاب میکند با مراکز داد و ستد تعامل دارند. برای بهبود عملکرد مراکز تماس و رفع انتظارات مشتریان، مراکز تماس باید دید کسب و کار را در تمام جنبههای فعالیت و عملکرد بخش خود ارائه دهند. در حالی که به دست آوردن شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) و معیارهای آن نسبتا آسان است، اما با چالشهایی نیز روبرو هستند. مدیران باید با تشخیص آن چالشها، شاخصهای مهم برای رسیدن به نتایج بهتر را بهدست آورده و آنرا در مراکز خود پیاده کنند. شاخصهای مهم در مراکز تماس مانند: شاخصهای پاسخ گویی در زمان مناسب، کیفیت خدمات، تعداد تماسهای حل نشده، تعداد تماسهای ورودی و میانگین زمان مکالمه، که همگی میبایست بهطور دقیق مورد ارزیابی قرار گیرند.
آنچه از پیش روی شما میگذرد در مورد ” شاخص ها برای رسیدن به نتایج بهتر ” است، ما در شرکت هاوش تلاش میکنیم راهنمای خوبی برای تمام کسب و کارهایی باشیم که قصد دارند از خدمات مرکز تماس و امور مربوط به مشتریان استفاده کنند.
عوامل افزایش بهره وری در مراکز تماس
از مهمترین مباحث در بالا بردن بهبود سطح عملکرد تماس، بهبود شاخص کلیدی عملکرد تماسها (KPI) است که میزان دسترسی یک مرکز تماس به مشتریان خود را میسنجد. سطح خدمات میتواند تاثیر زیادی بر کیفیت خدمات و در نتیجه درآمد داشته باشد. بنابراین ضروری است که مدیریت بهطور مداوم سطح خدمات را در طول زمان اندازهگیری کند و در تاکتیکهای پیشگیرانه یا جبران کننده برای کمک به ارتقای سطح خدمات در مواقعی که کاهش مییابد، پیاده کند. در زیر مواردی که باعث بهبود سطح خدمات در مراکز تماس میشوند را با هم برمیشماریم.
- بهینه کردن مدیریت نیروی کار
- بهینه کردن نرخ اشتغال
- افزایش و رعایت برنامهها
- بهبود بخشیدن به پیشبینی تماسها
- کاهش تماسهای از دست رفته
- فعال کردن تماسهای کارشناسان
- بهبود وضوح تماس اول(FCR)

چگونگی بهبود عملکرد مرکز تماس
مراکز تماس بهطور سنتی یکی از بخشهای هر کسب و کاری بودهاند و همچنان نیز از آن مسیر منحرف نشدهاند. فقط کسب و کارهای کوچک یا کسب و کار های متوسط و بزرگ امروزی تلاش میکنند تا از دادهها بیشتر به نفع خود استفاده نمایند.
فقط به چیزی نگاه کنید که در بازاریابی رخ میدهد. شرکتهای بازاریابی در گذشته همواره از شرکتهای خلاق بهحساب میآمدند. امروزه نیز شرکتهای بازاریابی در استفاده از دادهها مبتنیبر فنآوری اطلاعات از پیشتازان هستند و به همین علت است که پیشنهادهای آنها به سازمانها و کسب و کارها موجب انفجار در افزایش بهرهوری میشود.
در همین حال، مراکز تماس دادههای بسیاری را ارائه میدهند و شاخصهای کلیدی عملکرد مانند نرخ رها کردن، متوسط زمان پاسخگویی، مدت مکالمه، میزان بهرهوری و … امکان پایش و اندازهگیری کیفیت را به ما میدهند.
همهی این شاخصها برای مراکز تماس خوب هستند.
شاخص های مرکز تماس
ولی، مانند بسیاری از بخشهای کسب و کار این دادهها باید پایش و ارزیابی شوند و نتایج حاصل از آن مبنای هر تصمیمگیری مهمی واقع گردند. شناخت آنچه که واقعا هست برای رسیدن به آنچه که باید بود. درک این ارتباط یکی از مهمترین وظایف مدیران مراکز تماس است.
برنامهریزی و اجرای بهتر در این زمینهها میتواند راهی طولانی، در برآورده کردن اهداف و ارائهی تجربهی بهتر به مشتریان را نشان دهد. همانطور که همهی ما میدانیم تجربهی مشتری در حال حاضر یکی از مهمترین اهداف هر کسب و کاری است که اهمیت به آن بیانگر طول عمر آن کسب و کار است.
به این ترتیب مراکز تماس باید به دقت در نظر داشته باشند که چهچیزی را اندازهگیری میکنند، چه معیارهایی را به چه معنا و چگونه دنبال میکنند تا به اهداف نهایی خود برسند.
بهعنوان مثال متوسط زمان مکالمه با مشتری میتواند یکی از شاخصهای کلیدی مرکز تماس مهم باشد. اگرچه مراکز تماس بهدنبال کاهش این مدت زمان هستند ولی چنانچه در اندازهگیری و ارزیابی خود دچار اشتباه شوند ممکن است به نتایج بدی برسند، چرا که این عامل معانی مختلفی دارد و صرفا نشان دهندهی ارائه ی پاسخ درست و مناسب به مشتری در مدت زمان کوتاه نیست، زیرا ممکن است ایجنت به مشتری فشار وارد نماید و بدون توجه به خواستههای او به سرعت راه حلی را ارائه نماید و به تماس پایان دهد. بهعبارتی بدون توجه به احساس مشتری، او را رها کرده و متوسط زمان مکالمه را کاهش داده است و همین امر سبب افزایش نارضایتی مشتری خواهد شد.
اگر متوجه شدید که عوامل (ایجنتها) شما برای برآورده کردن معیاری که شما تعیین کردهاید، به مشتری فشار میآورند، لازم است تا معیار متوسط زمان پاسخگویی را افزایش دهید تا ایجنت بتواند با اطمینان از کسب امتیاز لازم وقت بیشتری را به مشتری اختصاص دهد که بهطور یقین منجر به تجربهی بهتری برای مشتری شده و تاثیر مثبت آن بر کسب و کار دیده خواهد شد.

شاخص های بهبود عملکرد تماس
بهبود خدمات مرکز تماس
شاخص پاسخگویی در زمان مناسب:
شاخص پاسخگویی در زمان مناسب به معنی زمانی است که یک کارشناس مرکز تماس به مشتریان پاسخ میدهد. شاخصها برای رسیدن به نتایج بهتر بسیار مهم است و باید بهطور دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. باید توجه داشت که هرچه پاسخگویی به مشتریان سریعتر انجام شود، مشتریان بیشتری راضی خواهند بود.
شاخص کیفیت خدمات:
شاخص کیفیت خدمات به معنی کیفیت خدماتی است که یک کارشناس مرکز تماس به مشتریان ارائه میدهد. این شاخص بسیار مهم است و باید بهطور دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. هرچه کیفیت خدمات بهتر باشد، مشتریان بیشتری راضی خواهند بود.
شاخص تعداد تماسهای حلنشده:
شاخص تعداد تماسهای حلنشده به معنی تعداد تماسهایی است که در آنها کارشناس مرکز تماس نتوانسته است مشکل مشتری را حل کند. این شاخص نشاندهنده کیفیت کار شناس مرکز تماس است و باید بهطور دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. این شاخص باید به سطح کمی محدود شود تا در بررسی کیفیت مرکز تماس مورد استفاده قرار بگیرد.
تمرکز ثابت روی شاخصهای کلیدی ممکن است مراکز تماس را به بیراهه ببرد، در حالی که باید شاخصها همواره ارزیابی و تجربه سنجی شوند و دلایل تجاری با آنها همراه شوند.
افزودن معیارهای جدید همیشه بهتر نیست، بلکه باید شاخصها و معیارها مورد ارزیابی بهتر و دقیقتر قرار بگیرند تا نتایج بهتری را برای شما بههمراه داشته باشند.
نتیجه گیری
در مرکز تماس، برخی از شاخصها بسیار مهم هستند. شاخصهای پاسخگویی در زمان مناسب، کیفیت خدمات، تعداد تماسهای حلنشده، تعداد تماسهای ورودی و میانگین زمان مکالمه باید بهطور دقیق مورد ارزیابی قرار گیرند. با توجه به این شاخصها، میتوان برنامهریزی منابع مرکز تماس را به بهترین شکل ممکن انجام داد. همچنین، با توجه به این شاخصها، میتوان سیاستهایی را برای بهبود کیفیت خدمات در مرکز تماس اعمال کرد. بنابراین، توجه به شاخصهای مهم در تجربه مشتری و همچنین در مرکز تماس، امری بسیار مهم و اساسی است که باید به آن توجه داشت.